خوانشی نو از شعر سنایی در قطعه «ملکا» چاووشی

به گزارش راما نیوز ؛ چه بخواهیم چه نخواهیم موسیقی پاپ و گسترش و شیوع همه‌ جانبه آن واقعیتی کتمان‌ناپذیر است و رسوخ مویرگی این ژانر موسیقی همه دیگر ژانرهای موسیقی را به اقلیّت بدل کرده است. دلسوزان موسیقی و کلا هنر که خواهان فرهنگ‌سازی و ارتقاء شنیداری توده مردم هستند باید با این واقعیت کنار بیایند و حالا باید برای فرهنگ‌سازی گوش دادن موسیقی پاپ خوب آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی کنند چراکه اگر این بخش را به حال خود رها کنیم موسیقی‌های سخیف و سطحی همچون موریانه و حتی ویروس تمام جامعه را دربر گرفته و بسیاری از جوانان را آلوده کرده و فرهنگ شنیداری آن‌ها را که همچون غده‌ای سرطانی آلوده گشته را با هیچ شیمی‌درمانی نمی‌توان درمان کرد. ازینرو محققان، پژوهشگران و مربیان و استادان و مسولان همه و همه باید در کنار ترویج موسیقی ایرانی و مزایای آن، به آگاه‌سازی در زمینه موسیقی‌های خوبِ پاپ که به بخشی اعظمی از واقعیت امروز جامعه‌مان بدل شده، همّت بگمارند.

«محسن چاووشی» یکی از خوانندگان موسیقی پاپ است که تقریبا از جانب موزیسین‌ها و صاحب‌نظران این عرصه قابل توصیه به گوش دادن و شنیدن است چراکه در آثارش گزیده‌کار بوده و در انتخاب شعر دغدغه دارد و دیگر ارکان خلق یک اثر موسیقایی را با بالاترین حساسیت‌های ممکن در حد توان و داشته‌های خود لحاظ می‌کند.

«ملکا» جدیدترین اثر محسن چاووشی است که دیروز به صورت رسمی منتشر شد. این اثر را موسسه موسیقی ماوا وابسته به سازمان فرهنگی رسانه‌ای اوج تولید کرده است. همکاری محسن چاووشی با موسسه ماوا در چند اثر نشان داده که این دو اهدافی متعالی را در خلق آثار هنری دنبال می‌کنند همانطور که در این اثر خواهید شنید، شعر سنایی برای کلام این اثر انتخاب شده که چاووشی خود ملودی کلام و تنظیم قطعه را خلق کرده است.

اولین ویژگی این قطعه خوانش واضح و بااحساس شعر معروف «ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی» است که کشش‌ها و آکسان‌های این شعر به درستی توسط خواننده تلفظ و خوانش می‌شود. بار عاطفی و معنایی کلام نیز به درستی با هر واژه تغییراتی درخور را دربر دارد که نشان از تفکر و تعمق خالق اثر دارد. خلق اثری که از اشعار بزرگان بهره ببرد حساسیت‌های کار را بسیار بالاتر می‌برد و چنانچه شعر به درستی درک و فهم نشود به کاری بسیار ضعیف و پرایراد تبدیل می‌شود ازینرو برگزیدن اینچنین اشعاری بسیار حساس است.

بسیاری از خوانندگان پاپ فکر می‌کنند صرف استفاده از اشعار بزرگان شعر کلاسیک ایران زمین باعث فاخر شدن اثر آن‌ها می‌شود در صورتیکه اینچنین نبوده و در بسیاری از موارد خواننده آنچنان از فضای شعر دور است و کوچک‌ترین درکی از معنی و مفهوم شعر ندارد که حتی ارزش یک بار شنیدن را هم ندارد. تاسف‌برانگیزتر این که در برخی کارهای پاپ دیده می‌شود که خواننده حتی آنقدر از درک شعر دور بوده که حتی در خوانش و تلفظ ساده واژگان شعر ناتوان بوده و خوانش و تلفظ اشتباه واژگان در برخی آثار بسیار خجالت‌آور و شرم‌آور است.

ازینرو هرگاه آثاری همچون این اثر تازه چاووشی شنیده می‌شود بلافاصله شنونده آگاه متوجه خوانش صحیح و درک درست از معنی و مفهوم و غنای شعر شاعر و حتی هدف غایی خالق کلام می‌شود. این‌ها که به ملودی زیبا و دارای چارچوب محکم و استوار افزوده می‌شود، نتیجه‌اش خلق اثری شنیدنی خواهد بود که ارزش نه یک بار که بارها شنیدن را خواهد داشت.

یکی از کارهای خوبی که چاووشی در این قطعه کرده بهره از خواننده‌ای در ژانر موسیقی اصیل ایرانی است. «علی چراغی» به زیبایی و با تحریرهای زیبا و روان و قدرتمند چاووشی را در خوانش این قطعه همراهی می‌کند و واقعا بر زیبایی قطعه افزوده است. چراغی در بسیاری از میزان‌ها به صورت اکتاو به همخوانی با چاووشی می‌پردازد که به اصطلاحِ ساده‌تر چاووشی بم می‌خواند و چراغی همان ملودی را به صورت زیر می‌خواند البته این دو با این وجود که به صورت موازی و با رعایت خط ملودی لایت موتیف پیش می‌روند لیکن چاووشی با تکنیک پاپ می‌خواند و چراغی با تکنیک اصیل ایرانی و تحریر و همین وحدت در عینِ تنوع بر زیبایی اثر افزوه است. البته چاووشی پیش از این نیز در چندین اثر دیگر از خواننده موسیقی ایرانی استفاده کرده است که برای نمونه می‌توان به کارهایی که با همخوانی «سینا سرلک» انجام داده و با استقبال کم‌نظیری هم روبرو شده، اشاره کرد.

تنظیم «ملکا» نیز در تلفیق درست با فضای شعر و ملودی بوده و همچون بسیاری از کارهای چاووشی، گیتار الکتریک جملات خود را به صورت مستقل و موازی با اکُمپانیمان پیش می‌برد. آواهایی که در میزان‌های اولیه شنیده می‌شود فضاسازی و جنبه تخیل را تقویت می‌بخشد و مخاطب را مهیای شنیدن کلام اصلی خواننده می‌کند و همین آواها در دفعات بعدی به گونه‌ای دیگر لذت شنیدن را به شنونده می‌دهد و همین ویژگی‌های ریز و کوچک باعث جذابیت و موفقیت یک اثر می‌شود.

حتی نوع خوانش ریزترین تکنیک‌ها توسط خواننده می‌تواند باعث بهتر و بیشتر شنیده شدن یک اثر شود. برای نمونه خوانش چاووشی از واژه «نروم» در مصراع «نروم جز به همان ره» نموداری که با حنجره‌اش از خوانش این واژه ترسیم می‌کند بسیار گیرا، دلنشین و جذاب است و شنونده بارها دوست دارد همین حالت را بشنود. این تکنیک‌های خوانش در جای جای آهنگ و در هجاهای واژگان جای می‌گیرند و همین جزئیات در مجموع باعث جذابیت کلی یک اثر می‌شوند.

در آخر ذکر این نکته با اهمیت است که قدردان موسسات و مراکزی که به خلق و نشر آثار ارزشمند در زمینه موسیقی می‌پردازند باشیم برای نمونه مرکز موسیقی ماوا یکی از موسساتی است که به دنبال خلق آثاری است که می‌توان آن آثار را به عنوان آثاری فاخر قلمداد کرد. بی‌شک برای خلق آثار فاخر نیازمند ارتباط و ترغیب هنرمندان شاخص است و ماوا در این زمینه توانسته به نحو احسن با هنرمندان توانمند در حوزه‌های مختلف ارتباط گرفته و تنها منحصر به یک کار نباشد و این ارتباط ادامه‌دار و متوالی بوده است. همچنانکه از زمان همکاری اولین اثر محسن چاووشی با ماوا همکاری مستمر این مرکز با چاوشی منجر به خلق آثاری از قبیل قطعه «دل خون»  به مناسبت ایام اربعین،  قطعه «مسلخ» با مضمونی اجتماعی و در انتقاد از شیخ نشین‌های حاشیه خلیج فارس و قطعه «ملکا» با مضمونی عرفانی الهی شده است.

ماوا همچنین با چهره‌های شاخص حوزه موسیقی همچون «محمدمعتمدی»، «رضا صادقی»، «مهدی یراحی»، «حامدزمانی»، «احسان خواجه‌امیری» ، «حامد همایون»، «حجت اشرف‌زاده» و هم‌چنین با هنرمندانی چون «پرویز پرستویی»  «روزبه بمانی» و «امیرعباس گلاب» همکاری داشته و آثار شاخص و مانداگاری در راستای فرهنگ غنی ایران زمین تولید کرده است.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *